سالروز شهادت شیخ فضل اله نوری
در یادداشت قبلی به اوضاع سیاسی ، اجتماعی ایران از دوران صفویه تا قاجاریه و به روی کار آمدن شاهان اشاره ای داشتیم . به کیفیت سلطنت شاهان قاجار و اداره مملکت پرداخته و علل نهضت مشروطیت و چگونگی تحقق آن تبیین شد در این قسمت به موضوعاتی از قبیل انتخابات مجلس ، تدوین قانون اساسی ، استبداد صغیر ، قیام مسلحانه مردم و سرانجام فتح تهران و شهادت شیخ فضل اله نوری پرداخته خواهد شد.
مظفرالدین شاه یکهفته قبل از صدور فرمان مشروطیت و به ثمر نشستن نهضت مردم میرزا نصراله خان که بعدها به مشیرالدوله لقب گرفت را به صدر اعظمی انتخاب کرد وی فردی بود که ماموریتهای خارج رفته و به زبان روسی و انگلیسی مسلط بودو چند کتاب را از زبان روسی و فرانسوی ترجمه کرده بود ، با دریافت فرمان مشروطیت در صدد اجرای آن برآمد و لذا عمارت بهارستان را برای افتتاح مجلس آماده کرد تا اینکه دو هفته پس از صدور فرمان مشروطیت مجلس بدون نماینده با حضور شاهزادگان و رجال سیاسی و علماء و جمع کثیری از مردم و بدون حضور شاه بواسطه مریضی افتتاح شد. اقدام دوم وی تدوین نظامنامه انتخابات برای مجلس شورای ملی که قرار بود در آینده تشکیل شود بود ، او در این رابطه پنج نفر که دوتن از آنان پسران وی بودند را انتخاب و مامور تدوین نظام نامه نمود. نظام نامه تدوین و طبق ماده 6 آن تعداد نمایندگان 156 نفر تعیین شد که 60 نماینده از تهران و 96 نماینده از سایر مناطق کشور بایست به مجلس راه می یافتند ؛ 12 نماینده از آذربایجان به مجلس وارد شدند که تقی زاده یکی از آنها بود و با ورود وی به مجلس تفکر سرتا پا غربی شدن قوت گرفت و توانست نهضت مشروطیت را از مدار اصلی و از دست علماء و رهبران دینی خارج و ضمن به حاشیه راندن آنها و آنچه که نبایست می شد انجام شد.
ترکیب مجلس طبقاتی بود و 60 نماینده تهران می بایست در طبقات و اقشار زیر خلاصه شوند: شاهزادگان قجر 4 نماینده ، تجار 10 نماینده وملاکین 10 نماینده ، اصناف و پیشه وران 32 نماینده و علماء 4 نماینده می بایست برگزینند . در ماده دیگری از نظام نامه نامزدهای پارلمانی می بایست خواندن ، نوشتن و تکلم به فارسی را بلد باشند و نمایندگان ایالتها و ولایات در دو مرحله و نمایندگان تهران در یک مرحله انتخاب میشدند.
شرایط پدید آمده پس از پیروزی نهضت مشروطیت و تدوین نظام نامه انتخاباتی زمینه ساز پیدایش سازمانها و گروههای سیاسی انجمن ها و تشکلهای متعددی در کشور گردید و روزنامه ها و نشریات در خلال چند ماه تابستان از حدود 12 نشریه به 90 نشریه رسید .
در پایتخت بیش از 30 انجمن مشروطه خواه در صحنه سیاسی ظهور کرد که هر یک با توجه به قشر تشکیل دهنده خود عنوان پیدا کرد بسیاری از انجمن ها و تشکل های سری آشکار شدند ، عناوین نشریات نیز نشانگر تفکری بود که گردانندگان آن داشتند مانند : ترقی ، بیداری ، وطن ، آدمیت ، اتحاد ، عصر نو ، امید ، حقوق ، صور اسرافیل ، مساوات ، روح القدس ، آزاد ومجاهد و ... نشریاتی بودند که بیشترین مخاطب را داشتند.
در چنین شرایط اجتماعی و فضای باز سیاسی اما ملتهب در مهر ماه مجلس افتتاح شد و اولین بحث مهم و اساسی مجلس بحث تدوین قانون اساسی بود و از اینجا مباحث و مسائل زیادی را به دنبال داشته و نهایتا مسیر نهضت با شکوه مشروطه را تغییر داد.
همانگونه که اشاره شد ورود نمایندگان تبریز به تهران و حضور در مجلس که در رأس آنها چهره جنجالی و سرتا به پا بیگانه تقی زاده فضای جدیدی را برای نهضت مشروطه فراهم کرد که در کیفیت نگارش قانون اساسی ، دسته بندی سیاسی جدیدی را به وجود آورد که به تبع آن دودستگی در جامعه پدیدار شده سیمای سیاسی مجلس در دودسته میانه روها ( معتدلها) یا محافظه کاران که از حمایت ارزشمند آیه اله طباطبایی و بهبهانی که هر چند عملا نماینده نبودند اما غالبا در مجلس حضور می یافتند برخوردار بودند و شیخ فضل اله نوری هم علیرغم داشتن برخی اختلافات در این دسته قرار می گیرد و آزادیخواهان (لیبرالها) که روشنفکران را نمایندگی میکردند و رهبری آنها را تقی زاده از تبریز و اسکندری از تهران عهده دار بودند. البته طرفداران سلطنت و استبداد هم در مجلس بودند ولی کمتر در در جریانات و مسائل دخالت میکردندو در بین مردم هم طرفداران زیادی نداشتند و لذا برخی از نویسندگان از جمله آبراهیمیان مجلس را به سه دسته تقسیم کرده اند.
در تفکر گروه اول (معتدلها) مجلس می بایست اساسش الهی باشد و برخلاف قرآن و شریعت محمدی و برخلاف مذهب مقدس جعفری قانون نگذارد ، مجلس دار الشورای کبرای اسلامی است و به مساعی مشکوره وحجج اسلام و نواب امام زمان قائم شده است ممکن نیست که آثار پارلمان پاریس و انگلیس برآن مترتب گردد.
در تفکر گروه دوم (آزادیخواهان ) مشروطیت تعریف دیگری دارد تقی زاده اینگونه بیان میکند مشروطیت را درجاهای دیگر دنیا با زحمات چندین ساله اختراع کرده اند و چون هرچیز اختراعی را بخواهیم از مأخذش برداریم باید با تمام جزئیات و آلات آن برداریم مشروطیت فرزند روحانی انگلستان است و چشم مردم به جزیره بریتانیای کبیر دوخته و به یاد آن مهربانیهای سابق منتظر معنویت آن ملت نجیب و آن دولت لیبرال اند .
این دو طرز تفکر که در درون مجلس شکل گرفته بود به جامعه کشیده شد و با دامن زدن توسط نشریات به شکاف و اختلاف بزرگی در نهضت مشروطه انجامید.
در چنین شرایطی قانون اساسی اولیه تدوین شد ؛ در این سند مجلس ملی بعنوان نماینده قاطبه مردم از اختیارات وسیعی برخوردار گشت . تصویب نهایی کلیه قوانین ، فرمانها، بودجه ، معاهدات ، قروض ، انحصارات و امتیازات با مجلس بود . مدت مجلس دو سال تعیین گردید و موارد دیگر که از ذکر آن خودداری می شود . نمایندگان پس از تنظیم قانون آن را به مظفرالدین شاه که در بستر مرگ بود ارائه کردند شاه نیز با ترغیب درباریان تنها چند روز قبل از مرگ خود آنرا امضا کرد.
با مرگ مظفرالدین شاه محمد علی شاه به تخت سلطنت جلوس کرد ؛ مجلس سه روز عزای عمومی اعلام کرد و 10 روز بعد محمد علی شاه جشن تاجگذاری خود را برگزار نمود. محمد علی شاه شیوه پدرش که مدارا با مشورطه خواهان بود را کنار گذاشته و به شیوه پدر بزرگ خود ناصرالدین شاه اداره حکومت را بدست گرفت . او درجشن تاجگذاری نمایندگان مجلس را دعوت نکرد ، امین السلطان را صدر اعظم دولت مشروطه انتخاب کرد و به وزراء سفارش کرد مجلس ملی را نادیده بگیرند و به والیان خود دستور داد به انجمن های ایالتی بی توجه باشند و در پی قرض گرفتن از روسیه و انگلستان با آنها وارد مذاکره شد.
این اقدامات خشم نمایندگان مجلس را برانگیخت و موجب بروز تقابل و تعارض بین مجلس و شاه گردید؛ از سوی دیگر هم در درون مجلس هم دو تفکر متعارض و درگیری مداوم را در پی داشت . تلاش علما برای دخالت دادن مذهب در قانون و تلاض آزادیخواهان برای کپی برداری کامل از قانون اساسی بلژیک و فرانسه و حذف مذهب صورت می گرفت در این بین شاه هم مخالفت خود را با مجلس علنی کرده و بمنظور جلوگیری از قدرت یابی مجلس به هر کاری دست می یازید.
سند نهایی که متمم قانون اساسی نام گرفت با شرایط خاصی تدوین شد ، در این قانون علاوه بر توجه به مسائل اجتماعی ، حقوق افراد ، مساوات و اختیارات قوه مجریه و وزیران و سوگند شاه و تصویب بودجه توسط مجلس و سلطنت را ودیعه مردم دانستن نه موهبت الهی و موارد دیگر که اختیارات شاه را به حداقل میرساند . پیشنهاد شیخ فضل اله مبنی بر تشکیل شورای عالی مجتهدین که قوانین مجلس را منطبق برشرع نمایند به تصویب رسیده ، مذهب شیعه مذهب رسمی شناخته شد وهمچنین قوه قضائیه به دادگاههای مدنی و محاکم شرعی دارای صلاحیت وسیع در قوانین شرع شناخته شد.
شاه که دید در متمم قانون اساسی اختیار از وی سلب شده از تایید آن امتناع کرده و ضمن ملحد خواندن سران مشروطیت تمایل خود را به قانون اساسی آلمان اعلام و پیشنهاداتی مبنی بر اینکه رئیس کشور و وزراء از جمله وزیر جنگ را خودش منصوب کند و فرماندهی نیروهای مسلح را برعهده داشته باشد داد این پیشنهادات مجلسیان خصوصا مشروطه طلبان اروپایی و تندروها را به مخالفت واداشت و علیرغم تصویب زپیشنهاد شیخ فضل اله مبنی بر شورای عالی مذهبی و هیئت نظارت بر مصوبات مجلس اختلاف بین دو تفکر تداوم یافت ؛ شاه از این اختلاف بهره برداری کرده و با تحریک طرفین و کشاندن اختلافات به دیگر ایالات مترصد مقابله و تعطیلی مجلس بود . در این بین قتل اتابک صدر اعظم که نتیجه تندریهای مشروطه طلبان بوداوضاع را بیشتر بحرانی کرده و مردم یکپارچه دچار هیجان و شور انقلابی شدند . همه جا صحبت از مجلس و مشروطه و مقابله با شاه بود.
محمد علی شاه که اوضاع را بسیار وخیم می دید بمنظور حفظ آرامش و جلوگیری از بهم خوردن اوضاع قسم نامه ای در پشت قرآن مجید نوشت و پایبندی خود را به مشروطیت اعلام و به مجلس ارسال کرد حتی این قسم نامه شاه هم در هیجان مردم تاثیر نداشت و سرانجام محمد علی شاه مورد سوء قصد قرار گرفت و بدین ترتیب شرایطی پدید آمد که مجددا شاه بزور تکیه کرده و اقدام به سرکوب مردم و به توپ بستن مجلس با فرماندهی لیاخوف افسر روسی قزاق نماید.
به توپ بستن مجلس :
شاه به بهانه گرمی هوای تهران به باغشاه رفت و چند روز بعد دوم تیرماه 1287 سربازان را به فرماندهی لیاخوف به سمت مجلس روانه کرد . آنها ابتدا راههای ورودی مجلس را بستند و از ترد مردم به اطراف مجلس جلوگیری کرده و سپس به دستور فرمانده قزاق توپی شلیک شد؛ این امر موجب وحشت مردم و مجلسیان شد و درگیری بین مجلسیا ن و سربازان را بدنبال داشت ، مجلس به توپ بسته شد تعدادی از مشروطه خواهان و وکلای مردم دستگیر یا فرار کرده و تعدادی هم از جمله تقی زاده و همفکران وی به سسفارت انگلیس پناهنده شدند ، روحانیون بیشتر از هرکس مورد تعرض قرار گرفتند سید عبداله بهبهانی و سید محمد طباطبایی پس از شکنجه وآزار فراوان تبعید شدند و تعدادی هم در باغشاه پس از شکنجه به قتل رسیدند.
شاه با این اقدام توانست شبه کودتایی انجام داده و حکومت نظامی اعلام کند ، مجلس را تعطیل انجمنها و اجتماعات عمومی حتی تعزیه و عزاداری را نیز ممنوع اعلام کرد . مخالفین را دستگیر و تعدادی را اعدام و تنی چند را مسموم و نویسندگان رو.زنامه ها را نیز اعدام و برخی را زندانی و تعدادی را نیز تبعید کرد.
فتح تهران شهادت شیخ فضل اله نوری
سلطنت طلبان که توانسته بودند در برخی از موارد یا شعارهای شیخ فضل اله نوری مبنی بر مشروطه مشروعه کار خور را پیش ببرند توانستند برتهران مسلط شوند اما تهران همه ایران نبود . انقلاب مجدد از تبریز با حرکت ستارخان و باقر خان آغاز گردید، پس از تسلط شاه برامور علماء بزرگ نجف آیه اله خراسانی و آیه اله مازندرانی علیه شاه مستبد اعلامیه صادر کردند در بخشهایی از آن اعلامیه آمده است : ((الیوم همت در رفع این سفاک جبار و دفاع از ناموس و اعراض و اموال مسلمانان از اهم واجبات است )) وصول اعلامیه علماء نجف و حرکت ستارخان از تبریز وهمکاری باقرخان مجدا خون مردم را به جوش آورده و سراسر کشور را به جوش و خروش انداخت . قوای دولتی برای سرکوب ستارخان به تبریز رفتند و بیش از 4 ماه تبریز را محاصره کردند و این مبارزه 10 ماه ادامه یافت ولی کاری از پیش نبردند تا سرانجام مردم از سایر نقاط کشور اصفهان و رشت حرکت کردند و شهرهای خود را تصرف کردند . صمصام السلطنه با اتحاد سردار اسعد بختیاری به مقصد تهران حرکت کردند ، در کرمانشاه مشروطه خواهان توانستند سلطنت طلبان را کنار زده و والی دیگری انتخاب کند ، در مشهد اصناف بازار دست به اعتصاب زدند و برای خود والی انتخاب کرده و والی دولت را کنار زدند . با شورش ایالات و حرکت دو قشون از جنون ( اصفهان )و غرب ( آذربایجان ) موضع سلطنت طلبان به شدت تضعیف شده و تعدادی از مخالفان که در تهران مانده بودند به سازمان دادن طرفداران خود پرداخته و داوطلبانه به محض وصول نیروهای سردار اسعد بختیاری از اصفهان و نیروهای ستارخان از آذربایجان و یپرم خان از گیلان دروازه های اصلی شهر را گشودند و پیروزی را میسر ساختند.
فاتحان تهران شاه را که به سفارت روسیه پناهنده شده بود عزل کرده و سلطنت را به احمد میرزا ولیعهد خردسال وی تفویض نمودند چون شاه جدید به سن قانونی نرسیده بود نایب السلطنه انتخاب کردند که اداره کشور را عهده دار گرد .بدین شکل دوره استبداد صغیر پایان یافت و فاتحان تهران سرمست از پیروزی در حکومت جدید قدرت یافتند و ستارخان و باقر خان به حاشیه رانده شدند. سردار اسعد بختیاری وزیر داخله شد و سپهدار به مقام صدراعظمی و وزارت جنگ منصوب شد. سپس محکمه ویژه ای برای محاکمه سلطنت طلبان تشکیل گردید و مخالفین مشروطیت از جمله شیخ فضل اله نوری که خواهان مشروطه مشروعه بودندو حاضر نشده بود به سفارت خانه هیچ دولت بیگانه ای پناهنده شود در 11 تیرماه سال 1288 به دار آویخته شد.
برخی از فاتحان تهران طوری رفتار می نمودند که گویی علمای نجف ، تهران و سایر نقاط ایران هیچ نقشی در پیروزی نهضت مشروطیت نداشتند. روزنامه های بی حرمتی به علماء را در سرلوحه کار خود قرارداده بودند ، انجمن های سری مجددا فعال شده و فضای کشور را نا امن کردند. چند ماه پس از فتح تهران ستارخان و باقرخان به تهران آمدند در حالیکه شرایط مناسبی نبود و اداره امور کشور به دست افرادی که عمدتا عضو مجامع فراماسونری و انجمن ها بودند افتاده و لذا آیه اله بهبهانی را ترور کردند و ستارخان و باقرخان مورد هجوم افراد ناشناس قرارگرفتند و از آن پس متاسفانه اعلامیه های آیات عظام آخوند خراسانی و ملاعبداله مازندرانی مورد بی توجهی عناصر تند رو قرار گرفت و آنها با توسل به خشونت و ترور مخالفین خود را از سر راه برداشتند .
توسل به خشونت و بی توجهی به هشدارهای علما موجب انزوای مردم و علما گردید و نهایتا بجای استقرار نهادهای مردمی گروههای تند رو توطئه گر و طرفدارغربدر کشور حاکم شدند.
شیخ فضل اله نوری که در مراحل اولیه نهضت مشروطیت علیه استبداد در برقراری قانون و ضرورت عدالتخانه با نهضت همگام بود در مراحل بعدی زمان تشکیل مجلس تدوین قانون اساسی و ورود افراد مصالح وغیر خوشنام به نهضت و با توجه به افراط بعضی از نشریات و توهین آنها به علما قدری تغییر موضع داده و خواهان انجام اصلاحات اسلامی و دینی برای جلوگیری از غربی شدن مشروطه بود او اعتقاد داشت بمنظور جلوگیری از سوءاستفاده افراد و برداشتهای غیر دینی از مشورطه باید کلممه مشروعه به مشروطه اضافه شود . او در یکی از اعلامیه های خود درمورد مشروطه چنین توضیح می دهد:
((من همان مشروطه و مجلس را می خواهم که جناب آخوند خراسانی ، اختلاف بین ما لامذهب است که از عناوین مقدس سوء استفاده میکنند ای مسلمانان کدام عالم است که میگوید مجلسی که تخفیف ظلم نماید و اجرای و اجرای احکام اسلام کند بد است و نباید باشد؟ تمام کلمات راجع است به چند نفر لا مذهب بیدین آزادی طلب که احکام شریعت قیدی است برای آنها . میخواهند نگذارند که رسماً این مجلس مقید شود به احکام اسلام و اجرای آن ، هر روز میخواهند به بهانه ای القاء شبهات نمایند.)) . اعدام شیخ فضل اله بدست فاتحان تند رو و طرفداران غرب لکه ننگی بر پیشانی مشروطیت است باید هوشیار باشیم و از مرور تاریخ درس بگیریم و یقین بدانیم که تفکر غرب گرا و لیبرالیسم اگر حاکم شود تکرار تاریخ محتمل است

يكشنبه 30 مرداد 1390
07:58:58
چهارشنبه 24 مرداد 1397

تعداد بازدیدکنندگان کنونی: 1
تعداد کل بازدید کنندگان: 274035

. کلیه حقوق سایت محفوظ است