چهاردهم مردادماه، سالروز انقلاب مشروطیت
چهاردهم مردادماه ماه هر سال یادآور انقلاب مشروطیت است . انقلابی که حوادث تلخ و شیرینی را درخود جای داده و به نوبه خود دارای اهمیت فراوان است ، انقلابی که در بیداری مردم ایران ، شکوفایی سیاسی ، اجتماعی و رهایی از استبداد قجری نقش موثری ایفا کرده است.
به همین مناسبت بر آن شدیم که نگاهی اجمالی به آن حرکت اجتماعی و سیاسی داشته و وقایع رخداده را مرور کنیم . البته لازم است متذکر شویم که برای شناخت انقلاب مشروطه باید قدری به اوضاع سیاسی و اجتماعی آنروز ایران و روی کارآمدن سلسله قاجار و حتی قبل از آن بپردازیم .

با یورش افغانها در آغاز قرن دوازدهم به ایران دولت صفویه منقرض و ایران دچار هرج و مرج سیاسی و اجتماعی طولانی شد . در مناطق مرکز قشقائیها، افشاریها و زندیها با هم درگیر بودند . سرکردگان اعراب در جنوب و کردها در غرب ، شیخ نشینها و امیر نشینهای کوچکی تشکیل داده بودند. ترکها و شاهسونها در شمال خراسان بر سر حکومت و قدرت باهم درگیر بودند . درمازندران قاجاریهای بالاسری (یخاری باش) و پائین سری (اشاغه باش) در حال نزاع بودند اما سرانجام فتنه افغانها توسط نادرشاه با همکاری شاهزادگان صفوی پس از چند سال پایان یافت؛ نادرشاه با فراهم آوردن شرایطی توانست در بخشی از ایران بعنوان پادشاه جدید به تخت سلطنت بنشیند. پس از آن مقتدرانه توانست با هجوم سریع خود پایتخت هند را فتح کند و حکومت ایران را از جهت شرق توسعه دهد.
نادرشاه پس از چند سال کشته شد؛ پس از قتل وی کریمخان زند که خود از سپاهیان نادر بود توانست طایفه خود را از اطراف خراسان و ملایر جمع کرده و با حسن خلقی که داشت در قلوب مردم نفوذ کرده و به اریکه سلطنت تکیه زند؛ کریمخان با علیمردان خان بختیاری متحد شده و با ابوالفتح خان بختیاری که در اصفهان حکومت کرد درگیر و با شکست دادن او عملا کارها را به دست گرفت . قدرت کریمخان حسادت علیمردان خان را برانگیخت و او را با وی درگیر و سرانجام منجر به حذف علیمردان خان گردید.
کریمخان با دو مشکل در دو منطقه روبرو بود:
1 - آزادخان افغان و آذربایجان که تحت سیطره او بود
2- محمد حسن خان قاجار که بر مازندران حاکمیت داشت
کریمخان توانست هر دو مشکل را از سر راه برداشته و حاکم مطلق شود . در جنگ با محمد حسن قاجار سپاهی را به فرماندهی شیخ علی خان زند اعزام و سرانجام با خیانت یاران محمد حسن خان توانست او را کشته و پسرش آغامحمد خان را بعنوان اسیر با خود به شیراز ببرد ( آغا محمدخان قبلا توسط ابراهیم افشار از جانشینان نادرشاه مقطوع النسل شده بود).
آغا محمد خان قاجار چند سالی بعنوان اسیر در شیراز باقی ماند ( البته کریمخان با خانواده قاجار برخورد بدی نکرد) تا اینکه کریمخان از دنیا رفت . بمحض شنیدن خبر مرگ کریمخان آغا محمد خان از شیراز گریخت و به مازندران رفت . او با فرار از اسارت زندیه و بازگشت به قبیله توانست دو کار مهم انجام دهد :
1- غلبه بر مدعیان قدرت در ایل قجر
2- تشکیل سپاه قدرتمند و غلبه بر دیگر رقبا و فراهم آوردن زمینه تاسیس سلسله قاجاریه .
اهم اقدامات آقا محمدخان قاجار عبارتند از :
1- با همکاری حاج ابراهیم کلانتر و خیانت وی به لطفعلی خان زند شیراز را فتح کرد.
2- کرمان را فتح و با دستگیری لطفعلی خان زند او را کور و سپس به قتل رساند.
3- پایتخت را به تهران انتقال داد و درآنجا تاجگذاری نمود.
4- برخلاف نادر که سعی داشت پس از صفویه به سنی گری روی بیاورد به مذهب شیعه پایبند بود.
5- وحدت و امنیت را به ایران بازگرداند.
6- روابط خود را با علما بهبود بخشید .
7- آقا محمد خان با تاسیس سلسه قاجاریه و اقدامات مثبتی که انجام داد نهایتا بدست دو تن از کارگزارانش که مورد غضب او قرار گرفته بودند در سال 1176 ه.ش کشته شد .
با مرگ آقا محمد خان فتحعلی میرزا که ولیعهد وی بود و در شیراز سکونت داشت به سمت تهران حرکت کرد و با شکست دادن دیگر مدعیان سلطنت مانند علی قلی خان برادر آقامحمدخان و صادق خان شقاقی توانست بر اریکه سلطنت تکیه زند و پسر خود عباس میرزا را به ولیعهدی منصوب نماید .
در دوران فتحعلی شاه ایران به دخالت دولتهای خارجی و تجاوزات روسیه مبتلا گردید برخلاف دوران آقا محمدخان که روسیه درگیر جنگهای اروپایی بود و به ایران توجهبی نداشت ، همین امر باعث شد که زندگی فتحعلی شاه را به دو دوره تقسیم نمایند:
دوره اول قبل از درگیری و جنگ با روسها بود که در این دوره فتحعلی شاه با عنوان فردی خوشگذران ، دارای جاه و جلال که علاقه زیادی به رخ کشیدن آن دارد شناخته شد و به متملقین و چاپلوسان بهای فراوان میداد برخی اصلاحات جزئی و تا حدودی بازسازی کشور در این دوره صورت گرفت . او در این دوره حرم حضرت معصومه (س) را تعمیر کرد و رابطه خود را قدری با علما بهبود بخشید . درمورد خوشگذرانی فتحعلی شاه نوشته اند 192 بار ازدواج کرده است .
در دوره دوم حکومت فتحلی شاه اروپاییها رقابت خود را به خارج از قاره خود کشانده و ایران مورد توجه آنها قرار گرفت . روسیه برای دستیابی به آبهای گرم ( خلیج فارس ) در اندیشه فتوحات ارضی بود و این هدف برای او از طریق ایران امکان داشت . فرانسه ( دوران ناپلئون ) برای ضربه زدن به انگلیس حمله و تصرف هند را در سر داشت و دراین راه می بایست با ایران ارتباط برقرار کند. انگلستان برای حفظ هندوستان و آرامش افغانستان و همچنین سلطه بربازارهای ایران نیاز به برقراری ارتباط و توجه به ایران داشت و همین شرایط باعث میشد که روسیه درگیر جنگ با ایران شد و فرانسه با قراردادی که با ایران بست انگلستان را تحریک کرد تا با اشغال جنوب ایران و عقد قرارداد ننگینی افغانستان را از ایران جدا و در برابر روسها هم هیچگونه کمکی به ایران ننماید.
همانطور که اشاره شد حاکمان روس از سالها قبل تمایل به اشغال سرزمین قفقاز داشتند طرح تصرف گرجستان که از زمان پطر کبیر مورد توجه روسیه بود ، در زمان کاترین دوم به اجرا در آمد و روسیه در سال 1218 گرجستان را بعنوان یکی از ایالات روسیه قلمداد کرده و به گنجه هجوم برد که اشغال گنجه نقطه آغاز جنگ اول ایران و روسیه بود . در طی دو سال جنگ به فرماندهی عباس میرزای ولیعهد روسیه موفق نشد سایر مناطق را اشغال نماید اما سرانجام با خیانت برخی حکام ماوراء ارس و همچنین اتحاد روس و انگلیس شکست ایران در جنگ اول را درپی داشته و قرارداد گلستان به امضا رسید که بر اساس این قرارداد ایران ولایات قرا باغ ، گنجه ، دربند ، باکو ، شیروان و تمام داغستان و گرجستان را به روسیه واگذار نمود.
حدود 13 سال آرامش بین دوکشور حاکم بود اما دوباره جنگ بین ایران و روس شعله ور شد علل بروز جنگ دوم متعدد ذکر گردیده که از بیان آنها خودداری می نماییم لیکن جنگ دوم را که با فتوای جهاد علما و ترقیب مسلمانان به جنگ شروع شد ایران آغاز و دراولین مرحله طی سه هفته عباس میرزا توانست همه مناطق تصرف شده توسط قوای روس در جنگ اول را بازپس گرفته و آنها را تا تفلیس عقب براند ولی در مراحل بعدی روسها با تغییر فرماندهی و ارسال قوای کمکی تازه نفس توانستند به تدریج قسمتهای پیمان گلستان را بازپس گرفته و نهایتا قسمتهای زیادی از اراضی ایران را تصرف کرده و از رود ارس گذشتند و تبریز را اشغال کردند . خوی ، ارومیه و نصف گیلان به اشغال روسها درآمد اینجا بود که انگلستان احساس خطر کرد و با ارسال نماینده و وساطت فیمابین قرارداد صلح ترکمانچای را منعقد و بخش دیگری از ایران به روسیه واگذار و غرامت جنگ هم به روس داده شد .
در طول 26 سال جنگ ایران و روس قراردادهای متعددی بین ایران و دیگر کشورها منعقد شده که مرور هرکدام از آنهامغز و استخوان انسان را به آتش کشیده و درد و رنج فراوانی را برمی انگیزد که بطور اجمال به چند قرارداد اشاره میگردد:
1- پیمان اول ایران و انگلستان در سال 1800 میلادی ( 1179 ه. ش) پس از قدرت یابی ناپلئون انگلستان از ترس او با ایران این قرارداد رابست .
2- پیمان فین کن اشتاین در سال 1807میلادی (1186 ه. ش) پس از سرخوردگی ایران از انگلستان فتحعلی شاه به ناپلئون نامه نوشت و درخواست همکاری و پیمان کرد ؛ پیمان بسته شد اما فرانسه پس از پیروزی بر روس قراردادی را با آنها بست که بیشتر جنبه ضد انگلیسی داشت اما در ایرن پیمان ناپلئون تعهدات خود به ایران را کاملا نادیده گرفت و فراموش کرد.
3- پیمان مجمل پس از خیانت فرانسه به ایران انگلیس از فرصت استفاده کرد و با اعزام نماینده به ایران قراردادی دیگر به ایران تحمیل نمود.
4- عهد نامه مفصل قرارداد دیگری بین ایران و انگلستان در سال 1812 میلادی ( 1191 ه.ش)
5- عهدنامه گلستان بین ایران و روس در 1813 میلادی ( 1192 ه.ش)
6- عهد نامه ترکمانچای بین ایران و روس 1828 میلادی و (1207ه.ش)

خلاصه اینکه در زمان حکومت فتحعلی شاه با عقد دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای 17 ایالت از قفقاز به روسیه واگذار و بخش وسیع و حاصلخیزی از ایران عزیز جدا شد . سرانجام فتحعلی شاه در سال 1213 هجری شمسی درگذشت ؛ چون یکسال قبل از مرگ او عباس میرزا ولیعهد مرده بود و فتحعلی شاه ولیعهدی را به فرزندش محمد میرزا سپرده بود لذا محمد میرزا به سلطنت رسید.
متاسفانه در دوران محمد شاه هم واقعه هرات پدید آمده و افغانستان از ایران جدا شد در این حادثه انگلستان در جنوب ایران نیرو پیاده کرده و تهدید به مداخله نظامی نمود و تخلیه نیروهای خود از جنوب را منوط به دست کشیدن ایران و عقب نشینی از هرات کرد و ملت ایران و محمد شاه مجبور به تخلیه هرات شد. از دیگر کارهای منفی محمدشاه قتل قائم مقام فراهانی بود که سمت صدراعظمی دولت را داشت، محمدشاه حدود 10 سال خانه نشین بود و صدراعظم وی پس از قائم مقام حاج میرزا آغاسی مرد اول ایران و گرداننده کشور بود. به هر حال دوران محمدشاه نیز به پایان رسید و فرزند 16ساله اش ناصرالدین شاه در سال 1227ه.ش با کمک میرزا تقی خان امیرکبیر به تخت پادشاهی تکیه زد و عامل به تخت نشاندن خود را صدراعظم کرد و پس از سالیانی به واسطه حسادت و دخالت مادرش او را به قتل رساند.
ناصرالدین شاه حدود 50 سال سلطنت کرد و در این 50 سال علاوه بر قتل میرزا تقی خان امیرکبیر انواع امتیازات را به غربی ها داد که همین امر موجب تشدید رقابت بین روسیه و انگلستان در غارت منابع ایران گردید، فساد و رشوه خواری و فقر در دوره طولانی حکومت وی فراوان به چشم می خورد. مسافرتهای بی ارزش و پر هزینه او به اروپا که خزانه ملی کشور را خالی میکرد، برقراری روابط استعمارگرایانه با برخی کشورها در دوره او برقرار شد، پیدایش نهضتهای اجتماعی و فکری ضاله مانند بابیه و بهاییه و حرکتهای اصیل مردمی مانند نهضت تحریم تنباکو در دوره حکومت او پدید آمد.
برخی امتیازات در دوره او با مخالفت علما و مردم مواجه و لغو گردید مانند قرارداد رویتر، قرارداد رژی و چند قرارداد دیگر.بطور کلی امتیازاتی که در دوره ناصرالدین شاه واگذار شده حدود 50 امتیاز میباشد که میتوان گفت هرسال یک امتیاز واگذار کرده و به ازای آن مبلغی جهت اداره دربار و خزانه دریافت کرده است. قرارداد رژی و واگذاری امتیاز توتون و تنباکو ولغو آن در تاریخ ایران بسیار حائز اهمیت بوده و نقش مرجعیت دینی و مبارزه با استعمار را بخوبی نمایان میسازد اما به جهت تلخیص کلام و جلوگیری از طولانی شدن مطلب از پرداختن به آن خودداری میگردد.
سرانجام رفتار سرکوبگرانه ، انزوا و دسیسه و امتیاز دهی ناصرالدین شاه در حالی به سرآمد که گلوله های داغ میرزا رضا کرمانی به سینه او نشسته و به زندگی او پایان داد. با مرگ ناصرالدین شاه فرزندش مظفرالدین در سن 45 سالگی در سال 1275 به سلطنت رسید. این شاه مریض و بی کفایت و البته مهربان و غیرسختگیر دست بیگانگان را بیش از پیش در کشور بازکرد . روس و انگلیس قدرتهایی بودند که از این وضعیت بهره ها بردند . مظفرالدین شاه با اتخاذ سیاستهای نامطلوب اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی ناخواسته انقراض رژیم قاجار را به جلو انداخت وی با استقراض از خارج بمنظور خرید اسلحه و هزینه معالجه خود در لندن مشکل را چند برابر کرد. از طرفی رویه آزاد منشی وی و ارتباط ایرانیها با غرب و بازگشت تحصیلکرده های دوره ناصری از غرب و ارتباط تبریز و گیلان با روسیه موجب شد گروههای اجتماعی روشنفکر شکل گرفته و از سوی دیگر علمای اسلامی با این قبیل تصمیمات سیاسی و حکومتی مخالفت داشته و زمینه حرکتهای اجتماعی را فراهم آوردند.

آغاز حرکتهای مردمی و انقلاب مشروطیت :
همانگونه که اشاره شد ریشه های تاریخی نهضت مشروطیت به دوران قبل از آن و تحولاتی که در دوره حاکمیت سلسله قاجار در کشور روی داد بر میگردد که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره میکنیم :
1- قیام ملت و فتوای میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو: یکی از مهمترین عوامل بیداری ملت پیروزی ملت به رهبری علما و عقب نشینی استبداد و استعمار است که در ماجرای تحریم تنباکو بود در پی این پیروزی اندیشه اصلاح طلبی و ایجاد تغییر در اوضاع مردم در میان اقشار جامعه پدید آمد و زمینه های لازم را برای بیداری فراهم ساخت.
2- مقاومت در برابر امتیازات و قراردادهای استعماری ثمر بخش واقع گردیده و تفکری را پدید آورد که راه چاره را روی پای خود ایستادن ، نه دادن امتیاز به بیگانه می داند و مشاهده کردند که نه تنها دادن امتیازها اوضاع کشور را متحول نکرد بلکه بلای جان کشور نیز شد.
3- ورود موسسات تمدنی جدید چون مدارس ، مطبوعات ، توسعه صنعت چاپ و انتشار نشریات متعدد موجب بالا رفتن آگاهی های عمومی و تاثیر آن در بین مردم جهت تغییر وضع موجود و بهبود اوضاع بوده و نمی توان نادیده گرفت .
4- نارساییهای اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و عدالتخواهانه ، وضع مالیاتهای سنگین ، عدم رسیدگی به شکایات مردم ، ظلم و جور حکام و تسلط بیگانگان بر امور ، مانند تسلط مسیو نوز بر گمرک میل مردم را به تغیر وضع موجود و خروج از شرایط نابسامان اجتماعی و استبداد افزایش داد.
5- بحران اقتصادی سال 1283 ه.ش ، رکود ناگهانی تجارت شمال ناشی از شیوع وبا و جنگ روسیه و ژاپن سبب گرانی در کشور شد و دولت که نتوانسته بود وام مجدد از خارج بگیرد به افزایش مالیات روی آورد و جمیع عوامل فوق منجر شد به اینکه اولین اعتراض مردمی در ماه محرم که یادآور انقلاب بزرگ عاشورا و شهادت سرور و سالار شهیدان عالم می باشد بروز کند . رهبری این جنبش بر عهده علمای تهران و در رأس آن آیت اله سید محمد طباطبایی و سید عبداله بهبهانی قرار گرفت . درخواست تظاهر کنندگان عزل مسیونوز مدیر بلژیکی گمرک بود . مظفرالدین شاه که در آستانه سفر به اروپا بود وعده داد پس از بازگشت مسیو نوز را عزل و بدهی تجار را پرداخت کند (البته وعده ای که هیچوقت عملی نشد).
اعتراض دوم در آذر ماه هنگامی روی دادکه حاکم تهران برای پائین آوردن قیمت قند و شکر چند تن از تجار را فلک کرد؛ در بین تنبیه شدگان تاجر مسن و خوشنامی به نام سید هاشم وجود داشت که مورد اعتماد مردم بود و لذا مردم در تهران تظاهرات بزرگی به راه انداخته و با اجتماع در مسجد شاه اعلامیه های تندی علیه رجال قاجاری صادر کردند. البته هم زمان در سایر شهرها هم وقایعی چون چوب خوردن مجتهد کرمانی، دستگیری شجاع السلطنه در فارس، اقدامات آصف الدوله در خراسان و... روی داد که در جای خود حائز اهمیت است.
مهاجرت صغری:
واقعه مسجد شاه و تجمع مردم منجر به تعطیلی بازار شده و مردم معترض در مسجد مورد حمله مأموران حکومتی شده و چند نفر مجروح گردیدند متعاقب این اقدام تهران روزهای ملتهبی را پشت سر گذاشته و سرانجام علماء تهران به این نتیجه رسیدند که به عنوان اعتراض از تهران خارج شده و به سمت حضرت عبدالعظیم روانه شوند. خروج علما از تهران عملا شهر را به حالت تعطیل درآورد. روز به روز بر تعداد مهاجرین حضرت عبدالعظیم افزوده شد. در مذاکره ای بین علما و دولت در نهایت خواسته علما در 8 بند برای مظفرالدین شاه ارسال و بازگشت انها منوط به پذیرش این تقاضاها گردید. این حرکت در تاریخ معاصر ایران به نام جنبش عدالتخانه معروف شد.
شاه به محض رویت تقاضای علما به عین الدوله دستور داد خواسته های مهاجران را انجام دهد به دنبال این وعده علما با شکوه فراوانی وارد تهران شدند، شهر چراغانی شد و مردم این پیروزی را جشن گرفتند و در استقبال علما شعارهای زنده باد ملت ایران سر داد که برخی میگویند عبارت «ملت ایران» قبلا در خیابانهای تهران به گوش نخورده بود.

مهاجرت کبری:
سومین اعتراض در محرم سال 1285 روی داد سبب آن عمدتا کوتاهی شاه در عزل مسیو نوز و تأسیس عدالتخانه بود. از طرفی اقدام نسنجیده نظمیه برای دستگیری یک واعذ به دلیل متهم ساختن حکومت بود. دستگیری واعذ و دیگر مخالفان سبب شد که اعلامیه های خشم آگینی بر علیه حکومت صادر شده و جماعتی از طلاب به سوی مقر نظمیه به حرکت درآیند. در زد و خوردی که بین نظمیه ای ها و طلاب درگرفت یکی از طلبه ها که سید هم بود به شهادت رسید صبح روز بعد مردم جنازه سید را بر دست گرفته و با تشییع به سوی مسجد جامع راه افتادند اما بیرون مسجد قزاق ها جلوی جمعیت را گرفته و درگیری خونینی روی داد که 22نفر جان باختند و در پی آن مجددا علما و در رأس آنها آقایان بهبهانی و طباطبایی به همراه نزدیک به سه هزار نفر از شهر خارج شده و به سمت قم به راه افتادند. خروج علما از تهران در تحکیم و پیروزی نهضت بسیار موثر بود اما خروج آنها خلأهایی را در رهبری مردم تهران پدید آورد و در این خلأ عده ای از بازرگانان از ترس حمله حکومت به سفارت انگلیس پناهنده شدند و عده ای سست عقیده و طرفدار انگلیس هم پناهنده شدن به سفارت انگلیس را در بین مردم تبلیغ میکردند. جمعیت زیادی به سفارت پناهنده شدند و این اقدام ناپسندی بود که در مشروطیت پدید آمد.
در طول حضور مردم در سفارت مباحث و سخنرانی های زیادی در باب جمهوریت و نظامهای مشروطه اروپایی که قبلا اظهارش در ایران غیر ممکن بود انجام شد سرانجام حکومت با تحت فشار قرار گرفتن از 2جهت علماء در قم که مشمول حمایت علماء نجف و آیات نظام نجف بودند، و مردم، بازرگانان و تحصیل کرده های متحصن در سفارت مجبور به پذیرش خواسته مردم گردید و شاه در 14 مرداد 1285 فرمان مشروطیت را صادر کرد.
با صدور فرمان مشروطیت مردم تدریجا از سفارت خارج و چند روز بعد جنب و جوش عظیمی در تهران پدید آمده و مردم با بستن مغازه ها به پیشواز علمای مهاجر رفته و با چراغانی کردن شهر و قربانی کردن صدها گوسفند پیروزی خود را در مشروطیت جشن گرفتند.
مظفرالدین شاه در بخشی از فرمان مشروطیت چنین آورده است:
((... مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبان شاهزادگان، علماء، قاجاریه، اعیان، اشراف، ملاکها، تجار و اصناف به انتخاب مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در تمام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداخله لازم بعمل آورده شود..))



يكشنبه 30 مرداد 1390
07:55:55
چهارشنبه 24 مرداد 1397

تعداد بازدیدکنندگان کنونی: 1
تعداد کل بازدید کنندگان: 274035

. کلیه حقوق سایت محفوظ است